من رسیدیم به قرابتِ خویشاوندی دیرینه!
و واسطه ی این آشتی تو بودی!
من در پی ِِ تو! در پیِِ نفس های تو قدم قدم ب لمسِ عاشقانه ی کوچه مشغول میشدم!
تو را نمی یافتم و می یافتم! و از رهگذرِ همین ملاسمه ی عاشقانه ی صامت به خویشاوندی هم پی بردیم!
داستانِ من و آن کوچه به نوشتن نمیرسد هرگز! تمام!
برچسب:
نویسنده: کامیار عباسی