خرید بک لینک
من و آن کوچه اروم اروم از غربتِ غمگین ِِ قدمهای سرد و مستاصل ِِ

من رسیدیم به قرابتِ خویشاوندی دیرینه!

و واسطه ی این آشتی تو بودی!

من در پی ِِ تو! در پیِِ نفس های تو قدم قدم ب لمسِ عاشقانه ی کوچه مشغول میشدم!

تو را نمی یافتم و می یافتم! و از رهگذرِ همین ملاسمه ی عاشقانه ی صامت به خویشاوندی هم پی بردیم!

داستانِ من و آن کوچه به نوشتن نمیرسد هرگز! تمام!

برچسب: نویسنده: کامیار عباسی تاريخ: چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت: 5:46

صفحه بندی