دست هایت را بسته بودند! چیلیک
دارن میبرنم زندان! پفک و سیگار لطفا! چیلیک!
پیامهایم فقط انطرف روی گوشی تیک میخورد
پیامهایت فقط اینطرف روی گوشی تیک نمیخورد!
ترس و اظطراب مذاب و سوزنده روی گونه هایم میغلتید و روی میز کار پی دستهایت میگشتم!!
دست هایت را بسته بودند! چیلیک!
برچسب: دستهایت را بمن بسپار,دستهایت را دوست میدارم,دستهایت را به من بسپار,دستهایت را دوست دارم,دستهایت را میخواهم,دستهایت دورند اما,دستهایت را میبوسم,دستهایت بوی باران میدهد,دستهایت تصمیم بود,دستهایت شعر,
نویسنده: کامیار عباسی
تاريخ: پنجشنبه
25 شهريور
1395 ساعت: 18:26