خرید بک لینک
بعد از یکسال و نیم به خواب دیدمت...

جایی شلوغ بودی.اشاره کردی جلو نیایم ...ایستادم!

خلوت که شد با دست اشاره کردی به من! امدم روبرویت دست دایم و گونه ام را بوسیدی!

گفتی بمون! هروقت بهت گفتم برو ...

چند ساعتی گذشت اشاره کردی بروم ...امدم بیرون پشت دیوار منتظرت ماندم...

با او امدی بیرون و از جلوی چشمهایم گذشتی...

در خواب خسته بودی ! خسته و مثل همیشه ...

دلتنگی ام ارام نگرفت ...آشوبم ! و میدانم که مراقب خودت هستی...

پیام دادم در تلگرام اما پاک کردم ...

میبوسمت یار! ای یگانه ترین یار...

برچسب: نویسنده: کامیار عباسی تاريخ: چهارشنبه 15 خرداد 1398 ساعت: 20:00

صفحه بندی